تبليغاتX
موعـــد مـوعــــــــــود

اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

مراقب افكارت باش كه گفتارت مي شود ؛ مراقب گفتارت باش كه رفتارت مي شود ؛ مراقب رفتارت باش كه عادت مي شود ؛ مراقب عادت باش كه شخصيتت مي شود ؛ مراقب شخصيتت باش كه سرنوشتت مي شود. . ( امام علي عليه السلام )
إنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ ، ألَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ. هود/81

 

سلام بر امامی که همیشه از یادش غافلیم و او به یاد ماست. سلام بر امامی که منتظر اذن خدا است و منتظر محبان و دوست دارانش. سلام بر او که به انتظار او ،هنوزدر راهش ایستاده ایم و خواهیم ایستاد. انتظار، ستون فقرات مکتب تشیع است.
انتظار است که ایستادگی در برابر ستم را سرلوحه ی فرهنگ شیعه قرار داده و تحمل ناگواری ها را ممکن ساخته است. اما انتظار چیست و منتظر کیست؟

 آیا به صرف اعتقاد به ظهور منجی و حتی انتظار کشیدن برای او، می توان نام خود را منتظر نهاد؟
اگر او مصداق اکمل و اتم «اینَ المُنتَظَرُ لإقامه الاَمتِ وَ اَلعِوَجِ »(1) است،آیا نباید منتظر او نیز برای کجی ها و کج رفتاری ها قیام کند؟ اگر او ذخیره ای برای فرائض و سنن است(2)، آیانباید منتظرش نیز مجموعه ای از سنت ها و ارزش ها باشد؟اگر او کسی است که احیای کتاب و حدود الهی از وی امید می رود(3)، آیا نباید منتظرش نیز ارزش های الهی را در قلب خود و دیگران احیا کند؟ اگر او کسی است که ...،آیا نباید منتظرش نیز...

منتظر باید این راه ها را برای ظهور محبوب خویش آماده سازد و چشم خویش بر این راه بگذارد ودیده ی انتظار به افق اراده ی الهی بدوزد تا کی مهدی این امت بر چشمان او پای نهد و آنچه وعده داده شده، محقق سازد.

منتظِر باید تلالویی از منتظَر باشد، چنانکه پیرو راستین امام خویش است.انتظار، مثل «او» شدن است.«اللّهُمَّ اجعَلنا مِن اشیاعه و انصاره»، اگر بشر در شام فراق مولا و هادی خویش می سوزد و تنها به امید صبح وصال محبوب از تیرگی ها و سختی ها را تاب می آورد، چه کسانی باید در این ظلمات ساخته ی دست بشر، عَلَم نور و پرچم هدایت برافرازند و راه رسیدن به افق دیدار و ملتقای پدیدار حضرتش را به او بنمایانند؟
چه کسانی باید حق را حفظ و ازغلبه باطل جلوگیری کنند؟ چه کسانی باید حجت را تمام کرده، راه عذر راببندند؟(4)

 

                                                        محسن فصاحت

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1.کجا است آن که برای اقامه و برپاداشتن و اصلاح کجی ها و کج رفتاری ها انتظار می رود؟(دعای ندبه)

2.«اینَ المُدخَرُ لِتَجدیدِ الفَرائِضَ وَ السُنَنِ»؟کجا است آن ذخیره ی الهی برای برپایی مجدد حدود و سنن الهی؟(دعای ندبه)

3.«اینَ المَوملُ لاِحیاء الکتاب و حدوده»؟کجا است آن که برای زنده کردن کتاب خدا وحدود آن آرزو می کند؟(دعای ندبه)

4.«لِئَلاَ یزولَ الحَقُ عَن مَقَرّه و یَغلِبَ الباطِلُ عَلی اهله و لایقولَ احد لشولا اَرسَلتَ اِلَینارُسُلا مُنذِرا و اَقَمتَ لشنا عشلَما هادِیا فَنَتَّبِعُ ایاتِکَ مِن قَبلُ ان نَذِلٍّ وَ نَخزی.»(دعای ندبه)

 

 
                        « َالّلهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِيِّكَ اْلفَرَجْ »

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388ساعت 0:8  توسط سالک ساقی | 

 

سلام.این پست ادامه موضوع پست قبل است. بنده احساس می کنم برای شفاف سازی موضع خود باید مجددا تکرار کنم که  نه طرفدار جناح چپ هستم و نه راست.نه کمونیست هستم،نه مجاهد و نه حزب اللهی.من دنبال عدالت ،آزادگی و انسانیت که امروز کمرنگ شده است ،هستم. حال به معرفی مختصری از تنها ،دو تن از عاملان کشتار جوانان،پس از انقلاب می پردازم.

 

پرده اول :

محمدصادق صادقی گیوی معروف به خلخالی،روحانی و حاکم شرع دادگاه های انقلاب پس از انقلاب اسلامی ایران در سال 57 بود.وی در سال 1383 براثر بیماری قلبی درگذشت.

خلخالی در 24 بهمن 1357 با حکم آیت الله خمینی به عنوان حاکم شرع دادگاه های انقلاب منصوب شد.وی به دستور مستقیم آیت الله خمینی قرار بود فقط دست اندرکاران حکومت پهلوی را محاکمه و مجازات کند اما در تابستان 60 به عنوان حاکم شرع عده ی زیادی از اعضای گروه های سیاسی را با اتهام های  مختلف اعدام کرد.به بیانی آقای خلخالی در دادگاه جز اعدام حکم دیگری صادر نمی کرد!!!

وی در پاسخ به مخالفان اعدام ها ،آنها را به آیت الله خمینی ارجاع می دادو می گفت:«هرکس در مقابل شما ایستاد،همینطور یقه اش را می گیری و کنارش می اندازی.من با اتکا به همین حمایت های جدی کار خودم را ادامه می دهم و به آنها می گفتم امام فهمیده حکم را به چه کسی بدهد و من یک قدم در انجام وظیفه ام کوتاهی نمی کنم!!!». اما ابراهیم یزدی از اعضای شورای انقلاب معتقد است که آیت الله خمینی گرچه اعدام چند نفر از سران ارتش و پهلوی را تایید کرد اما نه شکل اعدام و نه برخی از رفتارهای خلخالی را قبول نداشت. وی پیرامون اعدام پسر نوجوانی که نشریه مجاهدین خلق را می خوانده است گفت:«برای خیلی از همکارانم سوال بود که چگونه می شود اینها را سرجایشان نشاند.عصر از پیش امام بازگشته بودیم؛داشتیم می آمدیم داخل کوچه منزل که از شیشه ماشین دیدم دو تا پسربچه 15 16 ساله گویا مخفیانه چیزی را باهم رد و بدل می کردند.دستور دادم بگیرند و بگردندشان،ببینیم ماجرا چیه.خودم از کیف پسربچه روزنامه مجاهدین را درآوردم.یادم هست فامیلیش شریعتی بود.همانجا پسربچه را با گلوله زدم و به همراهانم گفتم اینجوری باید با این جانوران برخورد کرد!!!!!!!!!!!!!!!»          

                                        

 

 

پرده دوم :

سعید حجاریان متولد 1333،شیراز است.او دارای سوابق امنیتی و اطلاعاتی بوده و از موسسان وزارت اطلاعات ایران است.حجاریان از اعضای دفتر مرکزی حزب جبهه مشارکت ایران اسلامی و از چهره های جنبش 2خرداد است.وی در سال78 توسط سعید عسگر مقابل شورای شهر تهران ترور شد که از این ترور جان سالم به در برد.اما در حال حاضر  بدون صندلی چرخدار قادر به حرکت نیست و دچار اختلالات گفتاری می باشد.که البته در مقابل جنایتهای او پس از پیروزی انقلاب در سالهای 5۹ و 60 به بعد این ترور شاید اصلا به چشم نیاید.وی در آن زمان وظیفه ی شناسایی و بازداشت و اعدام جوانان انقلابی و سیاسی را برعهده داشت.به بیانی از دست اندرکاران اعدام آنها بود.حجاریان پس از دهمین انتخابات ریاست جمهوری زندانی شد و هم اکنون هم در زندان به سر می برد و هر از چند گاهی حرفهایی از او منتشر می شود که برق از کله آدم می پرد.می مانیم ......نمی دانیم عملکرد سیاه دیروزشان را باور کنیم یا صحبت ها و اظهارات و خط و مشی های امروزشان را.آیا براستی اینان همان نورچشمی ها و دردانه های  انقلاب  هستند ؟؟!!

 

                                    

 

والبته می توان بسیاری از افراد دیگر را نیز نام برد که آن روزها با لو دادن ، شناسایی ، بازداشت و کشتن جوانان ایران احساس سربلندی و رضایت می کردند و امروز همان افراد مردان سیاسی ایران اند و هم آنانند که امروز با جناح و باند بازی فکر و ذهن و زندگی مردم را درگیر می سازند. نمی دانم چطور با وجود اعمالی که آن روزها مرتکب شدند  هنوز زندگی می کنند  و آیا در گوشه ای از ذهنشان خاطره ای هرچند تاریک و کم رنگ ،از آن زمان نیست؟؟ و آیا در ته قلبشان هیچ چیزی به نام عذاب وجدان وجود ندارد که آسوده شان نگذارد و کمی ،فقط کمی خاطرشان را آزرده کند؟؟ آیا براستی آنها جدای از جزاهای دنیایی از روز حساب و قیامتی که خداوند وعده داده است،نمی هراسند ؟؟!!

«اللهم اصلح کل فاسد من امور مسلمین»

 

«  اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِکَ الفَرَج  »

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 0:25  توسط سالک ساقی | 

 

سلام.با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما، از همه دوستان التماس دعا دارم.

 

این بار می خواهم از جوانانی بگویم که اکنون نیستند و از کسانی که سبب شدند آنها نباشند.

از همین ابتدا باید بگویم ،من نه طرفدار جناح چپ هستم و نه راست.نه کمونیست هستم،نه مجاهد ،نه حزب اللهی و نه فاشیست.من دنبال عدالت ،آزادگی و انسانیت که امروز کمرنگ شده است ،هستم. می خواهم حقایقی را با شما مرور کنم که تمام ذهن و قلب مرا مشوش کرده .می گویم تا شاید کمی درونم آرام شود.می نویسم برای کسانی که نمی دانند و گوشزد می کنم به آنهایی که یادشان رفته است.

در جریان انقلاب، جوانان و دانشجویانی صادق و کم تجربه که با هزاران امید و آرزو و برای دستیابی به آینده ای روشن در تظاهرات و مبارزات شرکت می کردند،به طرق مختلف کشته شدند.

از سال 1359،پس از پیروزی انقلاب با گسترش آگاهی سیاسی جوانان و دانشجویان ،تحت شعار انقلاب فرهنگی!!! ،که اولین گام در راه سرکوب مبارزات دانشجویی بود ،حمله علنی و همه جانبه رژیم به دانشجویان انقلابی و یورش به دانشگاه های کشور شروع شد. رژیم که می دید نفوذ سیاسی خود را در دانشگاه ها از دست داده و به کلی از قدرت یافتن در دانشگاه ها با فشارهای غیرمستقیم ناامید شد،تنها راه چاره را در حذف فیزیکی دانشجویان،کادر آکادمیک و کارکنان دانشگاه ها ،پاک سازی وسیع و سرانجام دستگیری و کشتار صدها تن از دانشجویان مبارز ایرانمان دید.جوانان انقلابی آن زمان خواستار تغییرات بنیادی برای بهبود زندگی مردم ،گسترش آزادی ،استقرار صلح پس از بیرون راندن متجاوزان،حقوق برابری برای اقلیت های ملی و مذهبی و آینده ای نویدبخش برای جوانان بودند.

این جوانان در سالهای 67-60 به طور وسیعی قربانی سیاست نسل کشی سیاسی رژیم و افرادی که بعدا هویت تعدادی از آنها را افشا خواهم کرد ،شدند. کشتار وسیع جوانان انقلابی ایرانمان در سال 60 بی سابقه بود که در سال های بعد کم و بیش ادامه یافت و با قتل عام هزاران زندانی سیاسی در سال 67 به اوج خود رسید. چه بسیار جوانانی که در همین دوران بحرانی یعنی انقلاب فرهنگی!!!به جرم فروش نشریه ی سازمانی،یا خواندن و یا داشتن اعلامیه ای دستگیر و اعدام شدند.جوانانی که در پیروزی انقلاب نقش اصلی و اساسی را ایفا کردند.همین جوانان انقلاب کردند چون به پیشرفت ایران می اندیشیدند و به فکر سربلندی آن بودند.آنان بودند که اگر زنده می ماندند در سازندگی و آبادانی این کشور می کوشیدند.هم آنان که می بایست دیروز ،از افکار و ایده ها و نوآوریها و طرح هایشان برای رسیدن به قله های موفقیت و سرافرازی ایران استفاده می شد.

آنها جوانانی بودند که اسلحه نداشتند،تنها عقیده داشتند،عقیده ای متفاوت بادیگران. وچقدر بد است انسان نتواند به خاطر عقایدش زنده بماند و زندگی کند ؛وچقدر زیباست که انسان به خاطر عقایدش کشته شود؛و آنها به خاطر ایستادگی بر سر اعتقاداتشان کشته شدند.....

(در ادامه مطلب که بعدا به روز خواهم کرد به معرفی چند تن از عاملان کشتار جوانان انقلاب خواهم پرداخت.)

                                          **************************

ای آنکه صفــا دهد به گلها بویت               همبازی باد می شود گیسویت

با آنکه همیشه در دلم جا داری                ترسم کـــه بمیرم و نبینم رویت

 

 

«  اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِکَ الفَرَج  »

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 19:35  توسط سالک ساقی | 

چشم انتظاران میلاد موعود مبارک


سلام بر تو آن دم که از مشرق لایزال طالع می شوی تا بهانه ی خلقت آسمان و زمین باشی. شب بود اما شبی زلال ، به شفافیت شعاع خورشید که در دایره ی رنگین کمان پس از باران متجلی می شود.
تو آمدی و نور حضورت در آفاق آسمان پهن شد.امام عسگری(ع)را غروری مقدس
فراگرفت ومادرت نرجس از شوق به گریستن نشست .لحظه ای بعد مرغانی سفید از
آسمان فرود آمدند و بال های خود را بر سر و روی و بدن آسمانی ات مالیدند، پرواز
کردند و در اعماق عرش گم شدند. پدرت تو را در آغوش گرفت. بازوی کوچک را فشرد ،به آن خیره شد و در حالی که قطرات اشک از گونه هایش جاری بوده، خواند راز افلاکی
تو را. آری، بر بازوی کوچک تو، بزرگترین امضای خداوندی نقش بسته بود:
جاءَ الحق وزهق الباطل انَّ الباطل کان زهوقا". تو را بقیة الله می خوانند، به یاد روزی که ظهور می کنی کنار کعبه و به آیه ی «بقیة
الله خیر لکم ان کنتم مومنین
» لب می گشایی.
تو را «حجت»
صدا می زنند به یاد آن خاتم سلیمانی و نقش نگین آن: «انا حجة الله».
«منتظر» هستی؛ زیرا همه ی خلایق در انتظار قدوم آسمانی ات به سر می برند.«مهدی» هستی؛ چون هدایتگر همه ی امت ها خواهی بود.
«قائم» بوده ای و می مانی ؛چون شب و روز آماده ی فرمان الهی هستی و به محض
اشاره ی لایزال ظهور خواهی کرد.
ای آب جاری بر زمین، سوگند به مهریه زلال مادرت فاطمه (س) جان های بشریت به
لب رسیده و دریچه های امید هم بسته مانده است.تو را به چاه مَحرم
علی(ع) سوگند،
دستی به سوی افق برآور و هم صدا با شیعیان دلسوخته ات ، از خدایت شتاب در
ظهورت استغاثه کن، که بی تو صدای ما به گوش عرش نمی رسد.

باشد ! به میهمانی دلها نیامدی

باشد دوباره حضرت آقا نیامدی

گفتم برای آمدنت گل بیاورند

گل بود و عشق بود؛ ولی...ها؟نیامدی؟

می سوختیم در تب پروانگی خویش

وقتی که از حوالی بالا نیامدی

هی شعر می شدیم؛ولی شعرهای زرد

خشکیده، بی رمق، پُرِ اما...نیامدی

آنقدر چشم پنجره پایید راه را

تا آنکه مرد خسته و تنها...نیامدی

دق کرد و روی دست من افتاد، آینه

در آرزوی فصل تماشا، نیامدی

بار دگر برای دل تنگ من بگو

آقا ! بگو که آمده ای یا نیامدی؟

فریاد می کشم پر ابهام عشق آی...

خورشید ، ماه ، حضرت دریا ! نه...آمدی!**حامد حجتی

اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِکَ الفَرَج

اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِکَ الفَرَج اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِکَ الفَرَج
اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِکَ الفَرَج

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 1:36  توسط سالک ساقی | 

بسم رب المهدی


 یهود معتقد است که مسیحا هنوز ظهور نکرده است و مسیحا در پی احداث سومین

معبد سلیمان ظهور می کند و احداث معبد سلیمان از مقدمات ظهور اوست.



سال هاست که دولت اسرائیل در حال آماده سازی مقدمات لازم جهت ساخت

سومین معبد سلیمان در اورشلیم است و تمام مقدمات ساخت معبد توسط خاخام

های یهودی مهیا شده است .اما آنگونه که در کتاب مقدس آمده است ، قبل از

شروع عملیات ساخت معبد ،باید مراسم تطهیر انجام شود و برای انجام آن می

بایست گوساله سرخ مویی قربانی گردد.به همین دلیل در طی پنجاه سال گذشته

یهودیان و صهیونیست ها به منظور آماده سازی مقدمات بنای معبد سلیمان در پی

پرورش گوساله سرخ موی هستند.در طی چند دهه اخیر یهودیان در نقاط مختلف جهان ،

با استفاده از دانش ژنتیک اقدام به اصلاح نژادی گاو برای تولید گوساله سرخ موی کرده اند و

گزارش های متعددی درباره تولد گوساله مذکور از سوئد ،سوئیس ،تگزاس ،

 

می.سی.سی.پی و اسرائیل منتشر شده است.

 




 

از سوی دیگر جریان مسیحیان صهیونیست که در آمریکا شکل گرفته است ،عقیده


دارند ویرانی مسجدالاقصی و ساخت معبد سلیمان به جای این مسجد ،شرط ظهور

حضرت مسیح(ع) است و بدون ساخت معبد سوم سلیمان مسیح هرگز ظهور نخواهد

کرد.لذا ازچند سال پیش حفره های وسیعی در زیر  بیت المقدس  به بهانه یافتن اشیاء

تاریخی یهود و در اصل برای تخریب آغاز کرده اند تا با اولین زلزله ضعیف طبیعی


 بیت المقدس خود به خود تخریب شده و معبد ساخته شده در زیر بیت المقدس (که

چند ماه پیش یکی از اعراب اسرائیلی به طور مخفیانه از این معبد ساخته شده

فیلمبرداری کرده بود و در سیما کشورمان ــ بخش خبری 14ــ پخش شد ) خودنمایی

کرده و مقدمات اعمال بعدی برای ظهور مسیح فراهم شود ،لازم به ذکر است که

یهودیان افراطی مدتهاست در ابتدای هر ماه خود را برای تخریب بیت المقدس آماده

می کنند و بعید نیست که درآینده نزدیک توسط نفوذیهایی که در ارتش و نیروهای

امنیتی دارند بتوانند به این هدف دست یابند.           
          

 

                        «  اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِکَ الفَرَج  »

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 0:44  توسط سالک ساقی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
به نام دادار داد آفرین


قلم بتراشم از هر استخوانم
مرکب گیرم از خون رگانم
بگیرم کاغذی بر پرده ی دل
نویسم بهــــر یار مهربانم

محض خاطر نازنین تو ای یار مهربان ! قلم راندیم تا تقربی جوییم به درگاهت.
اگرچه یقین به خلوص نیت خویش نداریم، اما کرم نما و قبول فرما که ران ملخی است بهر سلیمان.

نوشته های پیشین
آذر 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
آبان 1387
مهر 1387
مرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
شهریور 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
پیوندها
--------إن کنتم مومنین----------
-----------سوز عشق------------
----------صدیق الاکبر------------
---------دم مسیحایی-----------
-------وبلاگ ایران اسلام--------
--------------یا لیلی---------------
---------------عطش---------------
----------آیه های انتظار-----------
---------همسفر مهتاب-----------
-----------آيات آسماني-----------
------------تـَــلـَـنـگـُـر-------------
---------------معـبر-----------------
----------------باران-----------------
--------------ياد ياران---------------
-----پروانه های سوخته بال------
-------------انسـانيت--------------
-----------بيغوله(ادبي)------------
-----------ساقي ميكده------------
-----------غروب شلمچه-----------
---------محفل سوختگان----------
--------چفيه يعني عشق---------
---------تنهايي هاي منتظر--------
---------پير ساکن دیر مغان--------
-------منتظران وعاشقان آقا-------
-------سوادکوه بهشت ایران------
-------یَا فَاطِمَةَ الزَّهرَاءِ «س»------
---كانون وبلاگ نويسان مذهبي---
--لفور سرزمين نجابت و پاكي ها--
------صهیونیسم دروغ بزرگ-------
---شیطان پرستی را بشناسیم---
--آیا دین چیزی جز محبت است؟--
من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM


******
اذكار هر روز هر ذكر صد مرتبه
******
شنبه:يا رب العالمين
****
يكشنبه:يا ذوالجلال و الاكرام
****
دو شنبه:يا قاضي الحاجات
****
سه شنبه:يا ارحم الراحمين
****
چهارشنبه:يا حي يا قيوم
****
پنج شنبه:لااله الا الله ملك الحق المبين
****
جمعه:اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
****
التماس دعا
******


 
< /html> ;